سایت رفع شبه شیعه واهلسنت
رفع شبه شیعه واهل سنت
باتوگرخواهی سخن گوید خدا/قرآن بخوان/تاشود روح توباحق آشناقرآن بخوان/ای بشریادخداآرامش دل می ددردمندان رابود قرآن دواقرآن بخوان/دامهاگسترده شیطان درمسیرعمرتو/تاکه ایمن باشی ازاین دامهاقرآن بخوان/رتل القرآن ترتیلا ندای رحمت است/می دهدقرآن به جان ودل صفاقرآن بخوان/عترت احمد(ص)زقرآنش نمی گرددجدا/تابیابی معنی این نکته راقرآن بخوان
نظرات شما عزیزان:
دکتر 

ساعت19:14---8 مهر 1391
خواست ابرو رو درست کنه ، زد چشم رو کور کرد!
برای اثبات عقیدۀ من در آوردی خودشون حاضرند که خدا رو به مصلحت گرایی و ترس متصف کنند! اما حاضر نیستند دست از عقیدۀ خودشون بردارند! .... الحق که در مذهب این قوم ؛ هدف وسیله را توجیه می کند!
برای اثبات عقیدۀ من در آوردی خودشون حاضرند که خدا رو به مصلحت گرایی و ترس متصف کنند! اما حاضر نیستند دست از عقیدۀ خودشون بردارند! .... الحق که در مذهب این قوم ؛ هدف وسیله را توجیه می کند!
جان به کف 

ساعت19:13---8 مهر 1391
توهین به کلام خدا در تفسیر نمونه(مکارم شیرازی)
بسم الله و الحمدلله...
فقر دلیل برای اثبات اعتقاد از پیش تعیین شده گاها آدمی را به پرت و بلا گفتن میکشاند..و این از فجایعی است که علما و کبار شیعه مدام مرتکب میشوند.
به عنوان نمونه این تفسیر را از -ناصر مکارم شیرازی- در تفسیر آیه 3 سوره مائده که همواره به آن استناد میکنند به دقت بخوانید:
ایشان در پاسخ به اینکه چرا این آیه در میان احکام گوشت و مردار و خنزیر و ...وارد شده و با این وصف که در مورد غدیر است بنابراین با ذیل و صدر آیه ارتباطی نخواهد داشت میگوید:
(( در پاسخ باید گفت که ممکن است قرار دادن آیه مربوط به غدیر در لابلای احکام مربوط به غذاهای حلال و حرام ، برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر آن بوده است؛ زیرا بسیار می شود که برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند .
حوادثی که در آخرین ساعات عمر پیامبر واقع شد و مخالفت صریحی که از طرف بعضی از افراد با نوشتن وصیت نامه از طرف پیامبر به عمل آمد تا آنجا که حتی پیامبر را – العیاذ بالله- متهم به هذیان و گفتن سخنان ناموزون کردند، شاهد گویایی است بر این که بعضی از افراد حساسیت خاصی در مورد جانشینی چیامبر داشتند و برای انکار آن حد و مرزی قائل نبودند. آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟! از این گذشته ، اسناد مربوط به روز غدیر ، در بسیاری از کتب اهل سنت نیز آمده است. )) " تفسیر نمونه ج4 صص 163-271
این پاسخی بود که ما از یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان در عصر حاضر دریافت کردیم!!!
کمتر دیده ایم که شیعیان در پاسخ به شبهات خویشتندار بوده و بدون تعصب و افترا زدن به حل شبهه بپردازند..چنان که در پاسخ این شبهه جناب مکارم به بعضی از صحابی دور و بر پیامبر افترا و ردوغ بسته است.
اما حکایت هم چنان همان است که گفتیم: یعتقدون ثم یستدلون.......ایشان پذیرفته اند که حتما چنین روزی بوده...علی ( رضی الله عنه) به امامت برگزیده شده.....سپس برای اثبات آن به هر در و دیواری می زنند...
مصداق قول پروردگار بزرگ که می فرماید : الذي انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاويله و ما يعلم تاويله الا الله و الراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا و ما يذكر الا اولوا الالباب ( 7- سوره آل عمران) ...
معنای آیه: اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پارهاى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پارهاى] ديگر متشابهاتند [كه تاويلپذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنهجويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مىكنند با آنكه تاويلش را جز خدا كسى نمىداند و ريشهداران در دانش مىگويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمىشود.
مکارم مانند کسی است که در تاریکی بلند می شود و تا حد امکان احتیاط می کند که با چیزی برخورد نداشته باشد...اما با همه چیز برخورد می کند و همه چیز را خراب می کند!
او خواسته ثابت کند که این قسمت از آیه در مورد حادثه غدیر است و برای اثبات آن بقیه آیه را بی ارزش نشان داده و گفته (((بسیار می شود که برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند . )))
چرا باید این قسمت از آیه کمتر جلب توجه می کرد؟ ...مکارم می گوید: برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر آن بوده است.
باید این آیه در مقابل چه کسانی کمتر جلب توجه می کرد تا آن را تغییر نمی دادند؟...مکارم می گوید: بعضی از افراد حساسیت خاصی در مورد جانشینی پیامبر داشتند و برای انکار آن حد و مرزی قائل نبودند. آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟! ا
این افراد چه کسانی بودند؟..مکارم می گوید: مخالفت صریحی که از طرف بعضی از افراد با نوشتن وصیت نامه از طرف پیامبر به عمل آمد تا آنجا که حتی پیامبر را – العیاذ بالله- متهم به هذیان و گفتن سخنان ناموزون کردند..
به این ترتیب او روشن می سازد که یکی از این افراد مد نظر که مخالفت صریحی داشته است...امام عمر ( رضی الله عنه ) است!!!
صراحت می گویم: اگر به زعم آقای مکارم کسانی پیامبر را به هذیان و سخنان ناموزون متهم کردند...بلا شک او ( یعنی مکارم) – العیاذ بالله – پروردگار را به هذیان و سخنان ناموزون و علاوه بر آن، ترس از مخالفان متهم کرده است.
شاید کسی بپرسد او که چنین چیزی نگفته است پس از کجای کلام او چنین برداشتی کرده ای....می گویم:
آری او صراحتا چنیین چیزی نگفته اما مقتضای کلام او چنین است هر چند خود او نیز انکار کند اما آنجا که می گوید: برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند .
معنای غیر مستقیم این حرف او این است که بقیه آیه غیر ارزشمند است
و یا آنجا که می گوید: آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟!
واضح است که او هذیان و سخنان ناموزون را به الله تعالی نسبت می دهد اگر چه خود او احساسش نکند...و هم چنین به پروردگار -یکه در همان آیه می فرماید: فلا تخشوهم و اخشون : از آنها ( کفار) نترسید از من بترسید – نسبت ترس از مخالفان می دهد.
پس بیهوده نبوده کسانی مانند نوری طبرسی و مجلسی...عقیده به تحریف قرآن داشته اند تا جایی که طبرسی می گوید: در این کتاب( قرآن) بعضی آیات سخیف و ناموزون است...لابد اینان مانند مکارم متوجه آیات ولایت و امامت نشده اند و نهایتا به این نتیجه رسیده اند که مخافان سرسخت قرآن را تحریف کرده اند.
بسم الله و الحمدلله...
فقر دلیل برای اثبات اعتقاد از پیش تعیین شده گاها آدمی را به پرت و بلا گفتن میکشاند..و این از فجایعی است که علما و کبار شیعه مدام مرتکب میشوند.
به عنوان نمونه این تفسیر را از -ناصر مکارم شیرازی- در تفسیر آیه 3 سوره مائده که همواره به آن استناد میکنند به دقت بخوانید:
ایشان در پاسخ به اینکه چرا این آیه در میان احکام گوشت و مردار و خنزیر و ...وارد شده و با این وصف که در مورد غدیر است بنابراین با ذیل و صدر آیه ارتباطی نخواهد داشت میگوید:
(( در پاسخ باید گفت که ممکن است قرار دادن آیه مربوط به غدیر در لابلای احکام مربوط به غذاهای حلال و حرام ، برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر آن بوده است؛ زیرا بسیار می شود که برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند .
حوادثی که در آخرین ساعات عمر پیامبر واقع شد و مخالفت صریحی که از طرف بعضی از افراد با نوشتن وصیت نامه از طرف پیامبر به عمل آمد تا آنجا که حتی پیامبر را – العیاذ بالله- متهم به هذیان و گفتن سخنان ناموزون کردند، شاهد گویایی است بر این که بعضی از افراد حساسیت خاصی در مورد جانشینی چیامبر داشتند و برای انکار آن حد و مرزی قائل نبودند. آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟! از این گذشته ، اسناد مربوط به روز غدیر ، در بسیاری از کتب اهل سنت نیز آمده است. )) " تفسیر نمونه ج4 صص 163-271
این پاسخی بود که ما از یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان در عصر حاضر دریافت کردیم!!!
کمتر دیده ایم که شیعیان در پاسخ به شبهات خویشتندار بوده و بدون تعصب و افترا زدن به حل شبهه بپردازند..چنان که در پاسخ این شبهه جناب مکارم به بعضی از صحابی دور و بر پیامبر افترا و ردوغ بسته است.
اما حکایت هم چنان همان است که گفتیم: یعتقدون ثم یستدلون.......ایشان پذیرفته اند که حتما چنین روزی بوده...علی ( رضی الله عنه) به امامت برگزیده شده.....سپس برای اثبات آن به هر در و دیواری می زنند...
مصداق قول پروردگار بزرگ که می فرماید : الذي انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاويله و ما يعلم تاويله الا الله و الراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا و ما يذكر الا اولوا الالباب ( 7- سوره آل عمران) ...
معنای آیه: اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پارهاى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پارهاى] ديگر متشابهاتند [كه تاويلپذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنهجويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مىكنند با آنكه تاويلش را جز خدا كسى نمىداند و ريشهداران در دانش مىگويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمىشود.
مکارم مانند کسی است که در تاریکی بلند می شود و تا حد امکان احتیاط می کند که با چیزی برخورد نداشته باشد...اما با همه چیز برخورد می کند و همه چیز را خراب می کند!
او خواسته ثابت کند که این قسمت از آیه در مورد حادثه غدیر است و برای اثبات آن بقیه آیه را بی ارزش نشان داده و گفته (((بسیار می شود که برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند . )))
چرا باید این قسمت از آیه کمتر جلب توجه می کرد؟ ...مکارم می گوید: برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر آن بوده است.
باید این آیه در مقابل چه کسانی کمتر جلب توجه می کرد تا آن را تغییر نمی دادند؟...مکارم می گوید: بعضی از افراد حساسیت خاصی در مورد جانشینی پیامبر داشتند و برای انکار آن حد و مرزی قائل نبودند. آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟! ا
این افراد چه کسانی بودند؟..مکارم می گوید: مخالفت صریحی که از طرف بعضی از افراد با نوشتن وصیت نامه از طرف پیامبر به عمل آمد تا آنجا که حتی پیامبر را – العیاذ بالله- متهم به هذیان و گفتن سخنان ناموزون کردند..
به این ترتیب او روشن می سازد که یکی از این افراد مد نظر که مخالفت صریحی داشته است...امام عمر ( رضی الله عنه ) است!!!
صراحت می گویم: اگر به زعم آقای مکارم کسانی پیامبر را به هذیان و سخنان ناموزون متهم کردند...بلا شک او ( یعنی مکارم) – العیاذ بالله – پروردگار را به هذیان و سخنان ناموزون و علاوه بر آن، ترس از مخالفان متهم کرده است.
شاید کسی بپرسد او که چنین چیزی نگفته است پس از کجای کلام او چنین برداشتی کرده ای....می گویم:
آری او صراحتا چنیین چیزی نگفته اما مقتضای کلام او چنین است هر چند خود او نیز انکار کند اما آنجا که می گوید: برای محفوظ ماندن یک چیز نفیس و ارزشمند ، آن را با چیزهای ساده ای می آمیزند تا کمتر جلب توجه کند .
معنای غیر مستقیم این حرف او این است که بقیه آیه غیر ارزشمند است
و یا آنجا که می گوید: آیا چنین شرایطی ایجاب نمیکرد که برای حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان ، چنین پیش بینی هایی بشود و با مطالب ساده ای آمیخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟!
واضح است که او هذیان و سخنان ناموزون را به الله تعالی نسبت می دهد اگر چه خود او احساسش نکند...و هم چنین به پروردگار -یکه در همان آیه می فرماید: فلا تخشوهم و اخشون : از آنها ( کفار) نترسید از من بترسید – نسبت ترس از مخالفان می دهد.
پس بیهوده نبوده کسانی مانند نوری طبرسی و مجلسی...عقیده به تحریف قرآن داشته اند تا جایی که طبرسی می گوید: در این کتاب( قرآن) بعضی آیات سخیف و ناموزون است...لابد اینان مانند مکارم متوجه آیات ولایت و امامت نشده اند و نهایتا به این نتیجه رسیده اند که مخافان سرسخت قرآن را تحریف کرده اند.
سلام.وب عالی داشتین.فقط میخواستم بپرسم که چطوری این سخنان دکتر شریعتی رو قرار دادین؟یعنی تو هر مطلب به صورت جداگانه قرار دادید؟
ممنون میشم که جوابتون رو به ایمیلم بفرستین
التماس دعا
senator21@ymail.com
ممنون میشم که جوابتون رو به ایمیلم بفرستین
التماس دعا
senator21@ymail.com
نوشته شده در تاريخ دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:قران بخوان, توسط سیدمیناموسوی